معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران

خرید بک لینک

امکانات وب

ذکر کاشÙx81 اÙx84کرب -->-->--> -->-->-->
-->-->-->

-->-->--> -->-->-->-->-->-->Ø¢Ûx8cÙx87 Ùx82رآÙx86 -->-->-->-->-->-->جÙx86Ú¯ دÙx81اع Ùx85Ùx82دس -->-->--> -->-->-->-->-->-->ذکر رÙx88زÙx87اÛx8c Ùx87Ùx81تÙx87
ساÙx8aت Ùx85راجع تÙx82Ùx84Ùx8aد

 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a خاÙx85Ùx86Ùx87 اÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88اد تبرÙx8aزÙx8a (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx85ØxadÙx85د تÙx82Ûx8c بÙx87جت (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86Ùx88رÙx8a Ùx87Ùx85داÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87  سÛx8cد صادÙx82 Ø´Ûx8cرازÛx8c (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx84Ø·Ùx81 اÙx84Ùx84Ùx87 صاÙx81Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86اصر Ùx85کارÙx85 Ø´Ùx8aرازÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx81اضÙx84 Ùx84Ùx86کراÙx86Ûx8c (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a سÙx8aستاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx88ØxadÙx8aد خراساÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88ادÙx8a Ø¢Ùx85Ùx84Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جعÙx81ر سبØxadاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)

جÙx87ت درÙx8aاÙx81ت Ùx83د Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88Ùx8a Ùx85راجع Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86Ùx8aد
-->-->-->
-->-->-->
ابزار Ùx87اÛx8c Ùx86اÛx8cت اسکÛx8cÙx86 ساÛx8cت جاÙx85ع Ûx8cادÙx88ارÙx87 Ùx87اÛx8c Ø´Ùx87داÛx8c کاشاÙx86

Ùx86گارش -->-->--> -->-->-->

-->-->-->
ابزار Ùx88بÙx84اگ
معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 609 تاريخ: جمعه 29 شهريور 1392 ساعت: 15:03

{نام : سيّدمحمّد
     { نام خانوادگى : ياجدى
     { نام پدر : سيّدعباس‏آقا
     { تاريخ شهادت : 23/4/1361
     {محلّ شهادت : محور شلمچه ـ پاسگاه زيد ـ عمليّات رمضان
     {نوع عضويّت و شغل : بسيجى ـ دانش ‏آموز
     { محل دفن : گلزار شهداى امام‏ زاده هلال بن على  علیه السلام  آران

سيدمحمّد در 1/3/1340 در يك خانواده مذهبى در آران ديده به جهان گشود .
پس از دوران كودكى ، مراحل دبستان و راهنمايى را با وجود مشكلات خانوادگى به
اتمام رسانيد و دوره تحصيلى دبيرستان را در مدرسه كاشانچى آران و بيدگل
گذرانيد .
     او قبل از انقلاب اسلامى همواره در جلسات مذهبى شركت فعّال داشت ،
به‏گونه‏اى كه شركت در قرائت قرآن و مجالس عزادارى را بر خود لازم مى‏دانست و
در هنگامه انقلاب نيز در راهپيمايى‏ها و تظاهرات خيابانى شركت مى‏كرد .
     سيّدمحمّد پس از پيروزى انقلاب و تشكيل بسيج مستضعفين ، مسئوليّت
آموزش بسيج آران و بيدگل را عهده‏دار شد و در اين راستا فعّاليت زيادى مى‏كرد و
هنگام تحصيل در دبيرستان نيز مسئوليّت كميته اردو و عمليّات نظامى انجمن
اسلامى را عهده‏دار بود .
     براى اوّلين بار در تاريخ 20/9/60 به جبهه‏ هاى غرب كشور اعزام گرديد و سه ماه بعد به آران بازگشت .
     در فروردين سال 1361 مسئوليّت پايگاه بسيج نصرآباد به وى سپرده شد و در
اين سمت ، محور هماهنگى ميان جوانان اين روستاى محروم با نيروهاى بسيج و
سپاه بود .
     با اين حال روح بى‏قرار سيدمحمّد تاب دورى از ميادين ايثار و رزم را نداشت و
سرانجام در 25/3/61 به جبهه‏ هاى جنوب اعزام گرديد و به ‏عنوان  فرمانده گروهان
خط‏شكن در تيپ نجف اشرف در عمليّات رمضان شركت كرد . سيّدمحمّد در
ساعات اوليّه عمليّات رمضان در منطقه عمليّاتى شلمچه دعوت حق را لبيك گفت
و به آرزوى ديرينه‏اش كه شهادت در راه معبود يكتا بود ، رسيد .
 
روحش شاد ، يادش گرامى و راهش مستدام باد
 
«فرازهايى از وصيّت‏نامه برادر پاسدار شهيد سيّدمحمّد ياجدى »
 
     خداوندا ، معبودا ! تو را شكر مى ‏كنم كه سعادت جبهه رفتن را و سپس لياقت
شهادت را به من عطا كردى .
     آفريدگارا ! تو شاهدى و مى‏دانى كه عبادت و بندگى‏ام نه به‏خاطر آتش جهنّمت
است و نه براى زيبايى بهشتت ، بلكه شايسته پرستش و نيايش هستى.
    اى خداى توانا ! اگر كشته شدنم بتواند خدمتى به اسلام و در پرورش روحى و
فكرى جوانان تأثير بگذارد ، مرا جز شهدا قرار بده .
     مردم غيور و شهيدپرور ! دست از يارى امام برنداريد ، به ولايت فقيه معتقد
باشيد ، بسيج را پاس بداريد و درضمن تقاضاى من از شما ملّت عزيز همكارى با
ارگان‏هاى انقلابى مى‏باشد .
     و امّا پدر و مادرم ! خوشحال باشيد كه از امتحانى كه در نزد خداوند داشتيد ،
قبول شديد . مادرم و پدرم ! از شما معذرت مى ‏خواهم  كه آن زحمات و كارهايى كه در زندگى كرديد ، نمى‏توانم جبران كنم . از شما تقاضا دارم مرا حلال كنيد .
     برادرانم و خواهرانم ! اميدوارم دنباله‏رو راهم و مكتبم باشيد و نگهبان خون تمام شهدا باشيد .

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 814 تاريخ: جمعه 29 شهريور 1392 ساعت: 15:02

نام: عباس     

     نام خانوادگی: تلک آبادی  

       نام پدر: محمد علی          

  ت ت: 1/1/1344  وضعیت تاهل: متاهل  

       تحصیلات: ابتدایی             شغل: آزاد     

           واحد اعزامی: بسیج    

تاریخ و محل شهادت: شلمچه 12/12/1365

         محل دفن: گلزار شهدای امامزاده محمد هلال ع

 

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 625 تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 23:46

نام : احمد
نام خانوادگي : درمسجدی آرانی
فرزند : حسن
تاريخ شهادت : 25/12/1366
محلّ شهادت : حلبچه والفجر 10
نوع عضويت و شغل : بسيجي
محلّ دفن : گلزار شهداي امام زاده محمّد هلال بن علی (ع) آران

 

احمد در دهم شهریور ماه 1348 در خانواده ای مذهبی و در عین حال از نظر اقتصادی ضعیف در آران متولّد شد .

او شش ساله بود که وارد دبستان شد و تا سوّم راهنمایی تحصیل کرد . چون پدر احمد نمازهای یومیه را همیشه در مسجد به جای می آورد و در جلسات مذهبی و قرائت قرآن شرکت می کرد ، او هم به دنبال پدرش ، حضوری فعّال می یافت و این کار باعث شده بود دوستان و هم کلاسی احمد در این جلسات مذهبی و مسجد شرکت کنند .

احمد یکی از نیروهای فعّال بسیج بود و شب ها را برای نگهبانی در پایگاه بسیج حضور می یافت و روزهای جمعه برای حفاظت از مکان نماز جمعه نگهبانی آن را می پذیرفت .

با شروع جنگ تحمیلی ، با این که از جثّة کوچک و سنّ کمی برخوردار بود ولی به همراه دوستانش برای ثبت نام دوره آموزش عمومی به بسیج مراجعه و ثبت نام کرد و دوره آموزشی را در پادگان انصارالحسین مورچه خورت اصفهان گذراند .

هرچند آموزش برای جثّة احمد طاقت فرسا بود ولی عشق برای حضور در جنگ این مشکلات را هموار کرده بود .

اواسط سال 1365 پس از آموزش عمومی نظامی به عنوان تخریب چی به لشکر نجف اشرف اعزام و وارد مناطق عملیاتی حق علیه باطل شد ، که در اوّلین مرتبه حضورش از ناحیه پا مجروح گردید .

هنوز جراحت او بهبودی کامل نیافته بود که در تاریخ 10/10/65 به لشکر نجف مراجعه و مجدّداً عازم جبهه های نبرد شد و در مرتبه دوّم به خاطر این که بتواند در اسرع وقت وارد عملیات والفجر 10 ، شود خود را به گردان پیاده معرفی کرد و
به عنوان تخریب چی گردان امام حسین (ع) لشکر 8 نجف وارد منطقه عملیاتی حلبچه شد و در نقطه ای به نام بالامبو بر اثر شلیک تیر دوشکای دشمن بعثی به شهادت رسید .

فرمانده گروهان گردان امام حسین (ع) لشکر 8 نجف دربارة گوشه ای از
فداکاری های آن شهید بزرگوار می گوید :
« هنگامی که گردان برای شروع عملیات والفجر 10 به طرف منطقه حلبچه حرکت کرد . گروهان ما جلوتر از همه در حرکت بود و احمد چون تخریب چی بود ، انتهای نفرات قرار داشت . 24 ساعت زیر قلّة بالامبو و در زیر پای دشمن قرار داشتیم . در آن هنگام بارندگی شدیدی
شد . یکی از بسیجیان اورکت نداشت و از ریزش باران خیس شده و می لرزید . احمد  اورکتش را از تنش بیرون آورد و به آن بسیجی پوشانید . چند لحظه بعد از بالامبو سرازیر شدیم که این برادر عزیز بر اثر شلیک دوشکای دشمن به شهادت رسید » .

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 597 تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 20:13

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 838 تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 20:08

 

  {نام : رمضان‏على
     { نام خانوادگى : قندى آرانى
     { فرزند : رضا
     { تاريخ شهادت : 16/8/1361
     { محلّ شهادت : موسيان عين خوش ـ عمليّات محرّم
     { نوع عضويّت و شغل : بسيجى ـ قالى‏باف
     {مكان دفن : گلزار شهداى امام‏ زاده محمّد هلال‏ بن‏ على  علیه السلام  آران

 
     رمضان‏ على در اول تير 1331 در آران متولّد شد و زندگى پررنج و مشقّت خود را
با ايمان به خدا جلا داد و در صحنه‏هاى سياسى حضور داشت .
     كار روزانه و تحصيل شبانه ، فراهم نمودن مخارج زندگى ، شركت در انقلاب ،
رفتن به جبهه همگى نشان از زندگى شرافتمندانه و اسلامى او دارند .
     او براى فراگيرى علم وارد جهاد فرهنگى گرديد . تا اين جهادش زمينه‏ساز
جهادى ديگر باشد . او در دو سنگر فعّاليت داشت . روزها به مدرسه مى‏رفت و
عصرها يار و ياور پدر در امرار معاش و گذراندن زندگى بود تا اين‏كه زمان سربازى
فرارسيد .
     در اين دوران نيز به فكر پدر و مادر خود بود و مقدار پولى كه به او مى‏دادند ،
براى خانواده مى‏فرستاد و او به حق مصداق اين آيه بود : «بالوالدين احسانا» .
     رمضان‏على تا سوم راهنمايى را با موفّقيت و به‏طور شبانه گذراند ، اما به علّت
شروع جنگ تحميلى با گذراندن دوره آموزشى رزمى به جبهه اعزام شد و در
عمليّات فتح ‏المبين و آزادسازى خرمشهر شركت كرد .
     او پس از دو ماه به وطن بازگشت و در پشت جبهه به فعّاليت پرداخت و تا نداى
امام خمينى كه فرمود : «داوطلب‏ها بيش‏تر بروند» را شنيد ، گفت : بايد بروم و
دوباره اعزام شد .
     پس از يك ماه ، عمليّات محرّم آغاز گرديد و او موفّق شد در سه مرحله از
عمليّات شركت كند ، اما در پايان مرحله سوم در ساعت 3 بعد از نيمه شب در
هنگام كندن سنگر ، ناگاه خمپاره‏اى از متجاوزان پليد بعثى شلّيك و باعث شهادت
او گرديد و به او فرصت وصال معبودش را داد .
 
روحش شاد و راهش مستدام و پررهرو باد !
 
«فرازى از وصيّت‏نامه شهيد رمضان‏على قندى »
 
     درود بر پيامبر خاتم و درود بر خمينى روح خدا و درود بر شهيدان صدر اسلام
تاكنون .
     خدايا ! با نيرو و قدرتى كه به من داده‏اى در اين مقطع از زمان از آن استفاده
مى ‏كنم و دين مبين اسلام را تا جايى كه بتوانم حمايت مى ‏كنم ؛ با وحدت و
يگانگى‏يى كه بين مسلمين جهان انشاءاله مى‏باشد ، نخواهم گذاشت كه ابرقدرت‏ها
خدشه‏اى بر اين اسلام عزيز وارد سازند و تا خون در بدن دارم به دنبال راه شهيدان
گرامى در نزد خدا و رسول خدا ادامه داده و پيرو راهشان مى‏باشم .
     پدر و مادر مهربانم ! تا زمانى كه در زندگى شما بودم چيزى به شما نرساندم و
گاهى از اوقات شما را ناراحت كرده‏ام ، اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلال كنيد .
     اى همسر عزيزم ! مرا حلال كن و فرزندانم را به مدرسه بفرست و در هر رشته‏اى
كه آن‏ها استعداد بيش‏ترى دارند ، ثبت ‏نام كن و مقدارى روزه و نماز قضا دارم كه
برايم به‏جا آوريد و از شهادت من ناراحت نباشيد و گريه و زارى نكنيد ؛ فقط براى
امام حسين  علیه السلام  و يارانش گريه كنيد كه براى دين سخت‏ترين شرايط را گذراندند و
راه سعادت را پيمودند و تاكنون كه اين راه ادامه دارد براى ما و آيندگان سرمشق
مى‏باشد .
     تو اى مادر و همسر گرامى ! يك موقع دهن‏كجى نكنى كه باعث خشم خدا گردد
و اين راه سعادت و خشنودى به‏طور كامل نصيب من نگردد .
     هر كس طلبى دارد ، همه را بپردازيد و فرزندان عزيزم و شما را به خدا
مى‏سپارم .
والسّلام عليكم و رحمه ‏اللّه و بركاته
رمضان‏على قندى          

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 758 تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 20:00

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 537 تاريخ: چهارشنبه 27 شهريور 1392 ساعت: 1:26

{ نام : حسن
     { نام خانوادگى : شريفى ستوده
     { فرزند : على
     { تاريخ شهادت : 29/7/1362
     { محلّ شهادت : مريوان ـ والفجر 4
     { نوع عضويّت : بسيجى
     {مكان دفن : گلزار شهداى امام‏ زاده محمّد هلال‏ بن‏ على  علیه السلام  آران

 
     حسن در دوم فروردين 1344 خورشيدى در خانواده‏ اى  مذهبى متولّد شد . در
سال 1350 در دبستان 25 شهريور ميدان بزرگ مشغول تحصيل شد و بعد به خاطر
تغيير محلّ سكونت ، به مدرسه شهيد نوذريان منتقل شد .
     دوره ابتدايى را با موفّقيت پشت سر گذاشت و در مدرسه راهنمايى شهيد
خدمتى ادامه تحصيل داد و اين دوره را نيز با موفّقيت به پايان برد . دوران دبيرستان
را نيز در مدرسه شهيدان عبداللّهى ادامه داد و در سال 1362 ديپلم گرفت .
     با شروع انقلاب اسلامى ايران فعاليّت او شروع و بعد از پيروزى انقلاب فعّاليت
او چند برابر شد . از ابتدا خطّ اسلام را به رهبرى و مرجعيّت امام خمينى پذيرفت و
لحظه ‏اى از اين امر غافل نبود . دشمنى با منافقان و شركت در نماز جمعه و
جماعات و مجالس قرائت قرآن و ادعيه از ديگر فعّاليت‏هاى اوست .
     حسن با تشكيل بسيج آران ، علاقه زيادى به شركت در  بسيج داشت و بر اثر اين
علاقه ، هميشه به بسيج رفت و آمد مى‏كرد . در تاريخ 20/8/1360 براى آموزش
عمومى در بسيج ثبت ‏نام نمود و مدّت پانزده روز دوره آموزش عمومى را نزد
برادران شهيد حمزه‏اى و شهيد ياجدى به پايان رساند .
     سپس براى آموزش دوره مقاومت بسيج ثبت ‏نام كرد و مدّت يك ماه دوره
آموزشى را در آران و قمصر نزد برادر شهيد جهازيان به اتمام رساند و عضو گروه
مقاومت گرديد و تا زمانى كه به جبهه نرفته بود از طرف گروه مقاومت ، شب‏ها را در
بسيج نگهبانى مى‏داد .

     بعد از يك ماه دوره آموزش مخصوص ، به جبهه جنوب اعزام و بعد به منطقه
دهلران اعزام و در عمليّات محرّم شركت نمود .
     پس از بازگشت از جبهه در سال تحصيلى 61 ـ 62 به مدرسه رفت و با موفّقيت ،
تحصيلاتش را به پايان رساند و بعد به مريوان اعزام و بعد از دو روز به منطقه‏اى
به‏نام چال سبز رفت و در اين عمليّات كمك آرپى‏جى‏زن بود .
     او سرانجام بعد از پيشروى چشمگيرى كه توسّط رزمندگان انجام گرفت در
سحرگاه روز جمعه 29/7/1362 برابر با 14 محرّم‏الحرام 1404 ه . ق بر اثر اصابت
تركش خمپاره به ناحيه گردن و دهان به شهادت رسيد .
 
روحش شاد و راهش مستدام و پررهرو باد !
 
«فرازى از وصيّت‏نامه شهيد حسن شريفى ستوده »
 
     پروردگارا ! بر ما صبر و استوارى بخش و ما را ثابت‏قدم دار و براى شكست
كافران يارى فرما . مردمان با ايمان و پاكباخته‏اى كه در راه عشق به اللّه و تبليغ دين
خدا عالى‏ترين ايثارها و بالاترين گذشت‏ها را مى ‏كنند تا جايى كه مال و جان و فرزند
و هر عزيزى را در اين راه فدا مى ‏كنند و تا سرحدّ شهادت براى مبارزه با كفر و ظلم و
بى‏عدالتى مى‏ايستند و شهادت را بزرگ‏ترين سعادت مى‏دانند و انبياى الهى و
امامان دين ، پيوسته پيشروان اين گروه و رهروان اين قافله و به‏طور كلّى رهنما و
رهبران اينان بوده‏اند .
     پدر و مادر مهربانم ! اگر شهادت نصيب من شد ، هيچ ناراحتى به خود راه
ندهيد ؛ صابر و شكيبا باشيد و افتخار كنيد كه چنين فرزندى داشتيد و در راه خدا
داديد ؛ چون ما يك امانتى بيش نيستيم ، چه بهتر كه اين امانت را نزد خدا بسپاريم و
من دوست ندارم در شهادتم گريه و زارى نماييد و از شما مى ‏خواهم  مرا حلال كنيد
و ببخشيد و تعدادى از كتاب‏هايم را به كتابخانه ولى‏عصر (عج) تحويل دهيد .
     برادران عزيزم ! اين است راه شهدا كه همان خون و پيام است ، ادامه دهيد و
دست از يارى امام برنداريد .
     خواهران عزيزم ! اوّلاً حجاب اسلامى خود را حفظ نماييد ؛ چون دشمن از
چادر سياه شما مى‏ترسد . ثانيا به تجمّلات زندگى اهمّيت ندهيد و در فكر زندگى
اخروى باشيد .
     وصيّتم به مردم غيور و شهيدپرور اين است كه اوّلاً امام را دعا كنند كه خداوند
اين وجود ارزنده را تا انقلاب مهدى (عج) حفظ و نگهدارى فرمايد .
     ثانيا اتّحاد خود را حفظ نمايند ؛ زيرا در آن صورت دشمن نمى‏تواند به شما
ضربه و آسيبى بزند .
     خدايا ! وقتى به خاكم مى‏سپارند ، يادم باش ؛ چراكه در زنده بودنم هميشه با تو
بودم و حسين در ميدان شهادت در آن روز نداى «هل من ناصر ينصرنى» را سر داد ؛
اينك ما مى‏گوييم : حسين‏جان ! اگر در آن فضاى داغ و خونين كسى به فريادت
نرسيد و نداى تو را لبّيك نگفت ، ما پيروانت در فضاى گرم و خونين ايران‏زمين
دست مردانگى را مشت كرده و به نداى غريبى و تنهايى‏ات لبّيك مى‏گوييم .
     پدر و مادر گرامى‏ام ! فكر نكنيد اگر به جنگ نمى‏رفتم حالا پيش شما بودم ؛ نه ،
چون خدا در قرآن مى‏فرمايد : كسى كه سرنوشتش كشته شدن در راه خداست ،
خودش با پاى خودش به قتلگاه مى‏رود تا خدا آنچه در دل دارد ، بيازمايد .
     درضمن وصيّت مى ‏كنم اگر خدا توفيق شهادت را نصيبم كرد ، مرا در كنار قبر
شهيد حسين در مسجدى به خاك بسپاريد . والسّلام .
 
حسن شريفى ستوده

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 592 تاريخ: سه شنبه 26 شهريور 1392 ساعت: 1:07

{نام : على
     { نام خانوادگى : طالبى آرانى
     { نام پدر : ذبيح ‏اللّه
     { تاريخ شهادت : 18/6/1364
     { محلّ شهادت : پنجوين (اشنويه) عمليّات قادر
     { نوع عضويّت و شغل : پاسدار
     { محل دفن : گلزار شهداى امام‏ زاده هلال بن على  علیه السلام  آران

 
     على در 1/1/1342 در محلّه ميدان بزرگ آران در خانواده‏ اى  زحمتكش و
قاليباف به‏ دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى ، راهنمايى و متوسّطه را در آموزشگاه هاى
25 شهريور ، نظام وفا و برادران شهيد عبداللّهى با معدل هفده به پايان رسانيد .
     ايّام كودكى و نوجوانى او با شركت در مجالس مذهبى و هيئت‏ها و قرائت قرآن و
تحصيل علم گذشت و با شروع انقلاب اسلامى ، با آحاد مردم انقلابى در
راهپيمايى‏ها همراه شد .
     پس از پيروزى انقلاب اسلامى به فعّاليت در ارگان‏هاى انقلاب پرداخت و
به ‏عنوان  مربّى در كادر آموزشى رزمندگان در بسيج و سپاه به خدمت مشغول شد و
به همراه ساير برادران در احداث پايگاه بسيج آران نيز فعّاليت داشت .
     در سال 62 به مدّت شش ماه در كردستان مسئوليّت آموزش را عهده‏دار بود .
ولى فعّاليت‏هاى رزمى شهيد او را به جبهه‏ هاى نبرد كشاند و در پنج نوبت از طريق
لشكر نجف اشرف (گردان انبيا) در جبهه‏ ها حضور پيدا كرد . يك مرتبه نيز در
عمليّات رمضان از ناحيه دست و صورت مجروح شد .
     شوق ديدار معبود سرانجام در عمليّات قادر به شيرينى وصال مبدّل شد و على
در 18/6/64 در ناحيه پنجوين دعوت حق را با اهداى خون پاك خويش لبيك
گفت ولى پيكر نازنينش هم‏چنان در صحنه نبرد باقى ماند .
     پس از هشت سال مفقودالاثر بودن در 7/8/1372 پيكر مطهّرش در روز شهادت
امّ‏الشّهدا حضرت فاطمه زهرا  عليها السلام تشييع گرديد و در كنار ديگر شهدا به خاك سپرده
شد .
روحش شاد ، يادش گرامى و راهش مستدام باد

«فرازهايى از وصيّت‏نامه پاسدار شهيد على طالبى »
 
     اى پاسداران ، اى بسيجيان و اى سربازان ! سرباز امام زمان آن سربازى است كه
قبل از اين‏كه به سلاح اسلحه مسلّح شود ، به سلاح ايمان مسلح شود ؛ يعنى پيكار
با نفس كه على  علیه السلام  مى‏فرمايد : پيكار با نفس برترين پيكارهاست .
     برادران من ! سعى كنيد اسلامتان از عملتان جدا نباشد ؛ چنانچه قرآن
مى‏فرمايد : «يا ايّهاالّذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون»اى كسانى كه ايمان
آورده‏ايد ، چرا آنچه را به زبان مى‏آوريد ، عمل نمى‏كنيد .
     برادران من ! به رهنمودهاى امام ، اين كسى كه روح پرتلاطم اسلام در حال
حاضر است ، گوش فرا دهيد و عمل كنيد .
     امام مى‏گويد : نماز شب را حتما بخوانيد . آرى برادران ! در تاريكى شب ،
سكوت شب را بشكنيد و نماز شب را بپا داريد و بدانيد كه اين دنيا جاى قرار و
پايدارى نيست و ما و شما به سراى ديگرى خواهيم رفت و اگر كار نيكى انجام دهيم
اجر آن‏را از خدا خواهيم گرفت .
     برادران ! انقلاب ما براساس رهبرى امام و روحانيّت متعهّد ، مسئول و مبارز
پيروز شده و از شما مى ‏خواهم  هميشه محافظ روحانيت و امام باشيد .

 

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 799 تاريخ: سه شنبه 26 شهريور 1392 ساعت: 1:04

{نام : محمّد
     { نام خانوادگى : عظيمى
     { فرزند : ماشاءاللّه
     { تاريخ شهادت : 25/4/1363
     { محلّ شهادت : جادّه انديمشك ـ اهواز
     { نوع عضويّت و شغل : پاسدار
     {مكان دفن : گلزار شهداى امام‏ زاده محمّد هلال‏ ابن‏ على  علیه السلام  آران

 
     محمّد در 1/1/1343 در خانواده‏ اى  مذهبى و محروم متولّد شد . حركات و
رفتار وى در دوران طفوليت گوياى ذكاوت و تيزهوشى او بود و از كودكى نيز با
سختى‏ ها و ناملايمات زندگى مأنوس شد .
     محمّد تحصيلات ابتدايى را در مدرسه بونصر شيبانى گذراند و به علّت
مشكلات اقتصادى ، در كنار درس به والدين خود در قاليبافى كمك مى‏كرد .
     دوران راهنمايى را در مدرسه شهيد خدمتى گذراند . سال دوم راهنمايى بود كه
در جلسات عقيدتى و سياسى كه در مسجد ملا شكراللّه آران به‏ وسيله شهيد على
عبداللّهى تشكيل مى‏شد ، شركت مى‏كرد .
     در همين زمان بود كه نهضت حضرت امام خمينى شروع شد و هر روز همراه با
امّت حزب‏اللّه در راهپيمايى‏ها شركت مى‏كرد و در پخش اعلاميّه‏ هاى امام فعّال
بود .
     پس از پيروزى انقلاب ، در كتابخانه محلّه فعّاليت چشمگيرى داشت و
پول‏هايى كه با كارگرى به دست مى‏آورد ، براى كتابخانه كتاب مى‏خريد .
     تا سال دوم دبيرستان را در مدرسه شهيدان عبداللهى (آران) سپرى كرد و در
سال 1360 بود كه به علّت علاقه فراوان به حضور در جبهه ، درس را ترك كرد و
چون برادرش نيز در جبهه بود با جلب رضايت والدينش ، روانه جبهه‏ هاى حق عليه
باطل شد و در عمليّات فتح ‏المبين شركت نمود .
     با به پايان رساندن دوم دبيرستان در سال 1361 عضو رسمى سپاه شد و در سال
1362 عازم مأموريّت به دزفول گرديد و در معاونت نيروى انسانى تيپ 28 صفر
مشغول خدمت شد و در تير 1363 در راه رسيدن به آرمان‏هاى مقدّسش به شهادت
رسيد .
روحش شاد و راهش مستدام و پررهرو باد !
 
«فرازى از وصيّت‏نامه شهيد محمّد عظيمى »
 
     به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام خدايى كه همه ما از اوييم و به‏ سوى او
بازمى‏گرديم . به نام خدايى كه صاحب روز جزاست ، روزى كه تمام انسان‏ها پاى
ميز حساب مى‏آيند تا حسابرسى شوند .
     روزى كه كوه‏ها درهم مى‏ريزد و انسان‏ها مانند موج از روى يك‏ديگر حركت
مى ‏كنند و اين روز نزديك است و هر لحظه امكان دارد به وقوع بپيوندد .
     خدايا ، پروردگارا ! از درِ رحمت بر من وارد شو كه طاقت عذاب تو را ندارم .
خدايا ، پروردگارا ! روز قيامت را بر اين بنده حقيرت آسان گردان كه طاقت يك
لحظه ديدن آن صحنه را ندارم و خدايا ! عاقبت ما را ختم به خير بگردان .
     پدر و مادر عزيزم ! بدانيد گاهى اوقات براى رشد درخت اسلام نياز به خون
ماست كه ان‏شاءاللّه اين خون را خدا از من بپذيرد و شما هم از خدا بخواهيد كه اين
امانت را از شما بپذيرد . از اين‏كه هميشه نصيحت مى‏كرديد ، نمى‏دانم با چه زبانى
تشكّر كنم .
     از شما مى ‏خواهم  كه هميشه دنباله‏رو امام خمينى و روحانيّت حاضر در صحنه
باشيد . ان‏شاءاللّه از اين‏كه چند روزى فرزندتان از شما جدا شده است ؛ هيچ
ناراحتى نداشته باشيد بالاخره يك وظيفه اسلامى و شرعى و انسانى ماست كه در
اين جهاد شركت كنيم .
     اين يك موهبتى است كه خدا به ما عطا كرده تا اين‏كه بتوانيم در زندگى تا
اندازه‏اى خود را بشناسيم و در حدّ خيلى ضعيف ، در راه هدف مقدّس او قدم
برداريم .
     ان‏شاءاللّه خداوند همه ما را به وظايفمان آشنا سازد تا در حدّ توان از نيروى
خود به نحو احسن استفاده كنيم . والسّلام .
محمّد عظيمى

 

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران...

ما را در سایت معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی بازدید: 1092 تاريخ: دوشنبه 25 شهريور 1392 ساعت: 20:56

صفحه بندی

خبرنامه